يحيى دولت آبادى

10

حيات يحيى ( فارسى )

فصل دوم واقعهء قند و فتنهء مسجد شاه طهران در خلال اين احوال بواسطهء انقلابات روسيه مسئله گرانى قند روى ميدهد ؟ ؟ ؟ به دو برابر قيمت معمولى ميرسد چند نفر از دلالهاى بازار باهم شريك شده قراردادى ؟ ؟ ؟ بانك روس مىبندند و اين قرارداد هم در گرانى قند مدخليت مييابد اولياى دولت ؟ ؟ ؟ كر ميكنند كه چون مردم عموما بارزانى قند علاقه دارند بعنوان جلوگيرى از قرارداد مزبور و سياست نمودن بمرتكبين آب چشمى از حوزهء آقايان مخالف و تجاريكه ؟ ؟ ؟ آنها همراهند بگيرند و پاى بعضى از تجار را هم كه در موقع مسافرت شاه بفرنگ ؟ ؟ ؟ حضرت عبد العظيم تحصن يافته بودند بميان آورده آنها هم به اين بهانه تنبيه بشوند و مقرر ؟ ؟ ؟ شود اين كار بدست علاء الدوله اجرا بگردد علاء الدوله كه روحا براى اين گونه كارها حاضر ؟ ؟ ؟ ست روز سه‌شنبه پانزدهم شهر شوال هزار و سيصد و بيست و دو ( 1322 ) ميفرستد جمعى از ؟ ؟ ؟ جار را كه دادوستد قند دارند و جمعى از دلالها و سقطفروشان را با بعضى از تجار كه هيچ رابطه با كار قند ندارند احضار كرده بمحض ورود آنها بدار الحكومه و جواب و سئوال مختصرى هردو نفرشان را بفلك بسته بقدريكه انصاف او حكم ميكرده چوب ميزنند در صورتى كه ميان آنها سيد محترم و اشخاص آبرومند متعدد هستند پسر جوان ؟ ؟ ؟ يدى هفتاد ساله كه پدرش زير چوب غش كرده نزد حاكم استغاثه مىكند علاء الدوله حكم مىكند پدر را باز كنند و پسر را به چوب ببندند و پاهاى جوانرا بجرم شفاعت ؟ ؟ ؟ ز پدر مجروح ميسازند بالجمله حاكم بعد از سياست شديد و تشفى خاطر مضروبين را كه اغلب در حال ضعف هستند در محضر خود آورده تكليف ناهار خوردن به آنها مىكند و چون حاضر نميشوند و يا نميتوانند حاضر شوند با شتم‌وضرب آنها را به صرف ناهار مجبور ميسازد خلاصه جماعت مضروبين طرف عصر مرخص ميشوند غوغا در بازار